روش ها و آموزش ها - ترفندها و تکنیک های کاربردی


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


 



 

آموزش‌ وپرورش از اساسی‌ترین ارکان توسعه‌[۱۷] هر کشور است و برنامه‌ریزی در مسائل مربوط ‌به نظام آموزشی، بدون تـوجه بـه نگرش و دیدگاه فراگیران نسبت‌ به‌ درس‌ و مدرسه چندان مفیدومؤثر‌نخواهد‌بود‌. آموزش‌وپرورش شامل کتاب، معلم، دانش‌آموزان و…است هر یک از این اجزا در درون‌ سیستم و نظام آموزشی جایگاه و نقش‌ خاصی‌ دارند‌ و سیستم را دررسیدن به‌ هدف‌های‌ اصلی‌ یاری می‌رسانند. یکی از اجـزای مـهم واصلی‌ این سیستم، نگرش‌ها، ادراک و علایق ‌دانش‌آموز است، که نقش‌ قابل توجهی در تعلیم همه‌ آموزندگان‌ دارد. برنامه‌ریزان‌ درسی‌ باید توجه مخصوص به نیازهای ویژه یادگیرندگان و تغییر‌ این‌ نیازها که‌ موجب پرورش و پیشرفت آن‌هاست، مبذول دارند‌(ماهی دشتی و محمد ،۱۳۸۴).

 

آلپورت، ادراک را یک حالت روانی –عصبی – آمادگی می‌داند که از طریق تجربه سازمان‌یافته یا تأثیری هدایتی و پویا بر پاسخ‌های فرد، در برابر پدیده‌ها و موقعیت‌ها ظهور می‌کند (کریمی،۱۳۷۹). شریفی (۱۳۶۸) ادراک از رفتار معلم را برداشت‌های ذهنی دانش‌آموز از رفتار معلم می‌داند.

 

موسوی (۱۳۸۵) چون موضوع ادراک بر رفتار‌ سازمانی‌ تأثیر‌ بسیار زیادی دارد، بررسی ایـن امـر بـه‌ویژه‌ کاربردهای آن حائز اهمیت است. اغلب گفته می‌شود که «هرکس دنیا را‌ با دیدگاه متفاوتی‌ می‌بیند.» این عقیده کم ‌و بیش حقیقت دارد، زیرا هـرکسی در منظری ایستاده و واقعیت‌های‌ پویا‌ و مسائل زندگی را‌ از‌ آن دیدگاه می‌نگرد و این تفاوت و اختلاف دیدگاه‌های افراد برخاسته ازنظر آنان اسـت. هنگامی که اشخاص در معرض اطلاعات، وضعیت‌ها یا رخدادهای واحدی قرار می‌گیرند، اغلب واکنش‌های متفاوتی از خود نشان‌ می‌دهند و هر کس مایل است که نظر خویش را درست بداند؛ ‌بنابرین‏ شناخت امکان‌پذیر نیست، چنین‌ تفاوت‌های دیدگاهی، این نکته را نشان می‌دهد که برخلاف آن‌که شعور متعارف حکم‌ می‌کند، آدمی دنیای اطراف خود را بی‌پیرایه‌ و مستقیم درک نمی‌کند یا به دیگر سخن آدمی‌ است که فعالانه تصویر یا جلوه‌ای از دنیای پیرامون خود را از طریق فرایند پیچیده و پویای‌ ذهنی ساخته و بر اساس آن به‌ تـدوین‌ بـرنامه زندگی خود اقدام کرده و ایفای نقش می‌کند ادراک هر موجودی ‌به اندازه ظرفیت وجودی اوست و این ادراکات نه تنها بر رفتار شخص‌ بلکه بر رفتار دیگران نیز مؤثر‌ است.

 

در سال‌های اخیر شواهد تحقیقاتی نشان دادند که دانش آموزان روی اعمال و افکار معلمان اثر می‌گذارند و افکار و رفتارهای معلمان تحت تأثیر نحوه واکنش دانش آموزان به فعالیت‌های کلاسی قرار می‌گیرد. این مسئله تأکید بند‌ورا[۱۸] روی تعاملات متقابل شناخت، رفتار و اعمال محیطی را به یاد می‌آورد (زارع،۱۳۹۰).

 

۲-۲-۱ ادراک و اهمیت آن

 

ادراک مفهومی است کـه درنـتیجه دریافت اطلاعات حسی حاصل‌ می‌شود. انسان تحت تأثیر محرک‌های حسی و با توجه به برداشت، پنداشت و یا استنباط خود دست به عملی می‌زند که برطرف‌کننده‌ یکی‌ از نیازهای اوست ولی این‌ عمل‌ همیشه‌ مبتنی بر واقـعیات نـبوده‌ و در نتیجه نیاز او برطرف نخواهد شد. دو عنصر اساسی در این تعریف وجود دارد، اولاً، ادراک دستگاهی‌ است مشتمل‌‌بـر‌گزینش وتفکیک، بعضی اطلاعات‌ پردازش می‌شود و بعضی نمی‌شود. به عنوان‌مثال، درباره اوقـاتی بیندیشید‌ کـه‌ تیک و تاک ساعت پیش از خواب مزاحمتان است. صدای ساعت معمولاً موردتوجه است. هرچند که خودصدا‌ تداوم‌ دارد. این‌ جدا کردن بـه ما یاری می‌دهد تا از توجه‌ به‌ اطلاعات‌ نامربوط‌ و آزاردهنده پرهیز کنیم. عنصر دوم، سازمان‌دهی است. اطلاعاتی که پردازش می‌شود به‌ صورتی مرتب طبقه‌بندی می‌گردد تا‌ بتوانیم‌ به‌ اطلاعات حاصل از محرک‌ها معنایی بدهیم. هر محرک نشانه های مـعینی از مـاهیت‌ خود بـه دست می‌دهد (موسوی،۱۳۸۵)

 

مورهدوگریفتن[۱۹] (۲۰۱۲) ادراک فرد از پدیده‌ای ممکن است‌ با‌ مـاهیت‌ واقـعی آن متفاوت باشد: آنچه شنیده می‌شود الزاماًً همان چیزی نیست که‌ گفته‌شده است. ادراک در حقیقت عبارت‌ است‌ از استنباط و تـعبیر شـخص از مـحیط و نه ثبت دقیق آنچه در‌ دنیای‌ خارج‌ موجودیت دارد. همچنین پدیده واحدی ممکن است به وسیله افراد مـختلف بـه صور گوناگونی فهمیده و درک شود. فهم و درک واحـدی مـمکن است به طرق مختلف ایجاد‌ شود، ادراک با‌ نیازهای‌ شخص ارتباط نزدیک دارد و به‌طوری کلی‌ امری است منحصربه‌فرد کـه نمایانگر‌ تمام‌ یا قسمتی از موقعیت آن‌گونه که‌ فرد‌ آن را‌ می‌بیند، هست دانش آموزان معلمانی را ترجیح می‌‌دهند که گرم

 

ودوستانه باشد، مهم‌تر از آن روابط مثبت معلم و دانش‌آموز است که در آن معلمان از مهارت‌های خاص استفاده می‌کنند، با واکنش‌های مثبت دانش آموزان به مدرسه و دستیابی‌های درسی بیشتر در ارتباط است (کیلن، ۱۹۹۸).

 

گازدا[۲۰] (۱۹۷۳) به منظور فراهم ساختن بستر مناسب برای پرورش خود پنداره‌ی دانش آموزان و شکل‌گیری احساس مهم بودن و ارزشمندی[۲۱] در دانش آموزان، معلمان باید به نکاتی توجه داشـته باشـند؛ مهارت‌های برقراری ارتباط جهت اثربخشی معلم و ادراک صحیح دانش‌آموز از وی اهمیت زیادی دارد. در این‌باره گازدا الگویی را مطرح می‌کند که عبارت است از:۱- کاوش خود[۲۲]: معلم ضمن برقراری ارتباط مثبت بادانش آموز وی را به کاوش در خود تـشویق می‌کند که در این میان سه مهارت ارتباطی همدلی، احترام و محبت اهمیت دارد.

 

۲ -خود فهمی: با افزایش اعتماد دانش آموزان به معلم، آن‌ ها در فضای اعتماد آمیز کـلاس درس درباره‌ یکدیگر چیزهای بیشتری یاد می‌گیرند.

 

انصاری (۱۳۷۵) جو روانی- اجتماعی[۲۳] کلاس: شامل دو متغیر کلی ادراک (برداشتی که افراد از واقعیت‌های موجود در کلاس دارند) و انتظار (تمایلات و خواسته‌هایی که افراد از جو روانی – اجتماعی کلاس دارند) است. جوی برای یادگیری مطلوب است که تفاوت ادراک و انتظار زیاد نباشد یا این دو مساوی باشند. در صورت تفاوت، باید در پی اصلاح یا تغییر جو کلاس بود. پس دارند.

 

میشو و همکاران (۱۹۹۶) ۱-انتظار شاگردان به ادراک از جو روانی و اجتماعی کلاس بیشتر است ۲- بیشترین تفاوت ادراک و انتظار شاگردان در مؤلفه‌های مشارکت برخورداری از پشتیبانی معلم و نظم و سازمان‌دهی مطالب است ۳- کمترین تفاوت ادراک و انتظار دانش آموزان در مؤلفه‌های اهمیت دادن به کار و تکلیف، دل‌بستگی متقابل بین دانش آموزان است که رضایت آنان را در امور مذکور نشان می‌دهد ۴- انتظار معلمان بالاتر از ادراک است ۵-ادراک و انتظار معلمان بالاتر از ادراک و انتظار شاگردان است ۶- تفاوت ادراک و انتظار معلمان نسبت به شاگردان کمتر است ۷-بیشترین تفاوت ادراک و انتظار معلمان ‌در مورد مؤلفه‌های مشارکت دل‌بستگی متقابل بین دانش آموزان است.

 

فتاحی (۱۳۹۳) نگرش دانش آموزان نسبت به موضوعات مختلف درسی حاصل موفقیت‌ها یا شکست‌های آنان درگذشته است و در علاقه‌مندی یا بی‌علاقگی آنان به آموزش‌هایی که در مدرسه به آنان داده می‌شود تأثیر بسزایی دارد در حقیقت نگرش دانش آموزان به یک موضوع درسی بخشی از جریان پیشرفت تحصیلی را تشکیل می‌دهد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-22] [ 07:09:00 ق.ظ ]




 

یک تناقض آشکار در این رویکرد به وسواس، این است که هرچند بر مرحله پیشنهادی مقعدی آزارگرانه تأکید می‌کند، مشکلاتی که ناشی از عقده ادیپ است در بیماران وسواس(بر اساس رویکردی مشابه مثل فروید) نیز دیده می شود. در واقع این مشکلات موازی با سایر ویژگی های وسواس با مرحله مفروض آلتی در ارتباط است. برای حل این تناقضات تلاش هایی صورت گرفته که بر نقش فرضی واپس روی در این اختلال تأکید می‌کند. بر اساس نظر فروید واپس روی به مرحله مقعدی- آزارگرانه که در پاسخ به بحران های ادیپی اتفاق می افتد منجر به یک نیمرخ ترکیبی از پدیده‌های مقعدی –آزارگرانه و ادیپی می شود.

 

همان گونه که در ابتدا اشاره شد تنها یک نظریه روان­پویشی واحد وجود ندارد و عدم وجود شواهدی برای مرحله رشدی پیشنهادی مقعدی و آلتی ، ارائه رویکرد های دیگر روان­پویشی را الزامی می‌کند. برای مثال وجود تفکر جادویی و خرافی در برخی بیماران وسواسی، فروید را به مقایسه زندگی ذهنی و روانی این بیماران با معتقدان دینی سوق داد. همچنین این ویژگی ها منجر به مقایسه این بیماران با کودکان گردید(فرنس زی[۵۲]، ۱۹۸۰). ‌بنابرین‏ پیشنهاد شد که اختلال وسواس فکری – عملی نتیجه برگشت به الگوی تفکر کودکی است. همچنین گفته شد که وعده های(انتظار) حفاظت از وضعیت های سلطه­پذیری هم در ‌بیماران وسواسی موجود است و هم در ادیان پدرسالارانه (فنیکل، ۱۹۷۷). نشان داده شده که وضعیت حفاظت از موقعیت های سلطه پذیری که توسط والدین به عمل می‌آید در کودکان و بیماران وسواس مشابه است.

 

رویکرد روانپویش دیگری توسط آدلر ارائه شده که ادعا می‌کند اختلال وسواس و سایر مشکلات روانپزشکی ناشی از عدم احساس کنترل بیمار در جنبه‌های مهم زندگی خویش است. آدلر می‌گوید که رفتار های اجباری، تلاشی ناهشیار برای جبران این احساس عدم کنترل است. مالان نیز کنترل بر محتوای نشانه ها را به عنوان پاسخی به شکست، در دستیابی به تسلط در سایر موارد می‌داند. همچنین به طور مشابهی رویکرد رفتاری راچمن و هادسون(۱۹۸۰)رفتار های اجباری را یک واکنش جبرانی نسبت به تجربه درماندگی در موقعیت های مهم زندگی فرد می‌داند(راچمن و هادسون، ۱۹۸۰؛ یان جیکس، ۲۰۰۶).

 

۲-۱-۲-۱-۲ نظریه و درمان روان­پویشی مالان

 

الف) تبیین روان­پویشی و نقش بینش

 

بر اساس نظریه مالان یک درمانگر روان­پویشی باید ۱) نشان دهد چگونه عوامل تسریع کننده یک نشانگان خاص، القا کننده (متبادر کننده) تعارضی است که خود را به صورت نشانگان منعکس می کند۲) مکانیزم تفصیلی این بروز و انعکاس نشانه ها را تهیه کند و تعبیر و تفسیر این مکانیزم برای بیمار باید۳) تعارض را به شکل روشنی به هشیاری[۵۳] منتقل کندو این مسئله به نوبت خود باید۴) منجر به ناپدید شدن نشانه ها شود(مالان، ۱۹۷۹). مالان می‌گوید: تغییر درمانی در درمان روان­پویشی ناشی از هشیار شدن تعارض است (وارد شدن تعارض به هشیاری است). مالان تصدیق می‌کند که درمان های روان­پویشی، موفقیت های محدودی برای اختلال وسواس فکری – عملی داشته اند و برخلاف دیدگاه عمومی او در درمان های روان­پویشی می‌گوید: که وقتی نشانه های وسواسی یا به طور خاص آیین­مندیهای وسواسی با رواندرمانی درمان می شود همه چیز قابل فهم و معنا دار می شود و بیمار نسبت به تعارض هشیار می شود اما تغییر درمانی تداوم ندارد. مالان بحث می‌کند که چالش عمده درمان های روان­پویشی وسواس، تبیین اثرات مثبت رفتار درمانی در این اختلال است(مالان، ۱۹۷۹). تمام نظریه پردازان روان­پویشی این رویکرد مالان را نمی پذیرند، مخصوصا این ادعا که اثر درمانی مستقیما ناشی از آمدن تعارض به هشیاری است. برای مثال سیمینگتون(۱۹۸۶) می‌گوید که این رویکرد وزن زیادی به نقش بینش می‌دهد و ادعا می‌کند که تصویر ارائه شده توسط مالان با این مفهوم کلی روان­پویشی که افراد غیر منطقی اداره می‌شوند[۵۴] در تقابل است. در عوض او پیشنهاد می‌کند که بینش، اثر تغییر ناشی از رواندرمانی است و می‌گوید بینش و تغییر هیجانی، نشان­دهنده اموری است که در سطوح عمیق تر روان در جریان است(سیمینگتون، ۱۹۸۶).

 

ب) دو مثلث

 

مالان تفسیر ها را در دو طبقه قرار می‌دهد: تفسیر هایی که اصطلاحاً به مثلث تعارض مربوطند و تفسیرهایی که به مثلث شخص ارتباط دارند. مالان ادعا می‌کند که تمام تفسیر ها بر اساس یک یا هردوی این مثلثها قابل ارائه هستند. مالان مثلث تعارض را در برگیرنده دفاع ها، اضطراب ها و احساسات مخفی بیمار می‌داند. مثلث شخص شامل همکاران، انتقال[۵۵] و والدین می شود. همکاران معمولا به ارتباط با افراد در زندگی فعلی یا گذشته بیمار(مانند دوست صمیمی یا همسر) اشاره دارد. انتقال نیز به روابط بین بیمار و درمانگر اشاره می‌کند. در روابط بیمار با مردم، در هر سه مورد مثلث تعارض شکل می‌گیرد. دفاع ، اضطراب و احساس پنهان مشابهی در همه روابط بیمار در جریان است. به عبارتی مثلث تعارض برآمده از مثلث شخص است. مالان می‌گوید که هدف روان درمانی کمک به بیمار است تا بتواند این احساسات را از حال(روابط انتقالی و همکاران) به گذشته (روابط با پدر و مادر)ردیابی کند. مالان فرض می‌کند که احساساتی که مربوط به والدین هستند دلیل احساساتی است که در روابط فعلی بیمار پیدا می شود(جیکس[۵۶]، ۲۰۰۶).

 

مدل های شناختی رفتاری

 

۲-۱-۲-۲-۱- هدف مدل های شناختی رفتاری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-12] [ 01:51:00 ق.ظ ]